A Nightmare on Elm Street-Original & Remake
ژانویه 17, 2011
فیلم اصلی ( 1984)
فردی … بله فردی کروگر .. این آدمک بدجنس با اون قیافه کریهش تو این فیلم بوجود اومد و تا الان داره همینطور به کشتن خوشگل موشگلا تو خوابشون ادامه میده و انگار که نمیخواد از شغل شریفش دست بکشه !!!
وس کراون باهوش که قبل از این فیلمش فیلمای زیاد خوبی نساخته بود ( فیلمهای آخرین خانه سمت چپ و تپه ها چشم دارند البته جزو کالت مووی های الان حساب میشن که بیشتر دانشجو ها براش سر و دست میشکونن ) با ساخت این فیلم که فیلمنامه با حال و جدیدش رو هم خودش نوشته بود .. تونست یه حال اساسی به ژانر اسلشر / وحشت بده که هم اکنون زیر مجموعه های موفقیت این فیلم در همه جا ثابت شدست . اگه یکم بخوایم انصاف داشته باشیم و تیریپ روشن فکری رو بزاریم کنار .. خداوکیلی وس کریون هم یه جورایی (Inception ) ژآنر وحشت رو ساخت .این فیلم زمان خودش ( که البته به این زمان هم رسوخ کرده ) علاوه بر اینکه تمام المان های آشنای اسبشر رو نشون داد بلکه یه چیزی هم فراتر رفت .. یه قاتلی که تو خواب قربانیانش رو میکشه!!! تقریبا فانتزی هم قاطی قضیه شده که ایندفه منجر به بچگونه شدن فیلم نشده
حالا اینسپشن هم جدیده هم رنگ و لعاب بیشتری داره و دیالوگ های خفنی داره که نسبت به ساب ژانر خودش باید هم همینطور باشه . فیلم کابوس خیابان الم هم در ژانر خودش خیلی خیلی حرفا برای گفتن داره و دلیلی بر این نیست که بخوایم ارزش این فیلم رو بیاریم پایین
سکانس های خیلی خیلی خوبی داره این فیلم که شخصاً تعجب کردم . سکانس مرگ یکی از شخصیت های اصلی که داخل تختش از دنیا میره واقعا جالب ساخته شده … البته یه ادای دین کاملا روشنی به شاهکار استنلی کوبریک (درخشش ) داره .
از لحاظ بازی نسبت به فیلم های اون زمان در ژانر وحشت .. واقعا خوبه . جانی دپ اولین باره که میره جلوی دوربین و یک آشخور به تمام معنا بوده !!! واقعا کی فکر میکرد این پسر بشه جانی دپ !!!!!
از لحاظ کارگردانی واقعا عالیه . یعنی یه سکانس های خفنی داره که به نظرم هنوز هم جدیده … / کاملا واضحه که وس کریون تمام جسم و روحش رو گذاشته برای این فیلم
بار طنز فیلم بر روی دوش ترسناک ترین شخص فیلم ( فردی ) هستش . یعنی هم میترسونه هم میخندونه . طرز صحبت کردن و لاس زدنش با دختر ها و کلا حرکات های این بشر واقعا دیدنیه .
خلاصه بگم که اگه طرفدار این نوع ژانر هستین .. فیلم خوبی رو انتخاب کردین و برای دوستاران سینما دیدن این فیلم جزو واجبات هم هست .
فیلم بازسازی ( 2010 )
یک اثر بسیار مذخرف که من موندم چرا ساخته شده . که چی بشه واقعا ؟؟؟ رنگ و لعاب دختر ها بله … واضحه که خیلی بهتر شده . فیلمبرداری یه مقدار شیک شده و یه مقدار جلوه های ویژه به کار برده شده که کمک میکنه بع بعضی سکانس ها . در کل همه اینها هیچی نیست . این فیلم یه آشغال به تمام معناست که هیچ جوره با فیلم اصلی قابل مقایسه نیست
از فردی کروگر حیفم میگیره که به فنا رفته . هر چقدر فردی فیلم اصلی با حال بود ( کلا فردی های رابرت اینگلند ) فردی ( جکی ارل هارلی ) یه بنجل صد در صده . دیگه اون حرکات خنده دار وجود نداره و مثلا این فردی 2010 میخواد جدی باشه … با اون قیافه دیجیتالی تابلو که آدم حالت تهوع میگیره از دیدنش .
در کل نیازی نیست بیشتر از این بگم . فقط خیلی تعجب میکنم از بازسازی چون به حق نیازی نبود … یعنی نسل جدید که یه جورایی خودمون هستیم اینقدر بی سلیقه شده که این آشغال ها رو به اون قدیمی ها ترجیح میده ؟؟؟!!!!
The Chaser
ژانویه 12, 2011
بر عکس سریال های کره ای که آبکی هستن .. سینمای کره خیلی خیلی قوی کار میکنه مخصوصاً طی چند ساله اخیر که شاهکارهای پشت سر همش نشان از اهمیت جدی سینما برای اونهاست .
یه شاهکار کره ای رو قبلا معرفی کردم به اسم (old boy) که لینکش سمت چپ هستش . تمام توضیحات مربوط رو دادم و دیگه اینجا نمیگم . و یه راست میرم سر اصل مطلب : فیلم (چیسر ) یه داستان جالب رو تعریف میکنه . ( یه مردی که مسئول یه فاحشه خونست میبینه که هر سری تعداد خانم ها کم میشه … طی اتفاقی متوجه میشه که آخرین تماسهایی که برای اون خانمهای غیب شده بوده از یه شمارست … آخرین زنی که میره پیش همون مرد مشکوک … یه خانم خیلی مظلومه که با دخترش زندگی میکنه ولی برای خرج خودش تن به این کار میده … این زن مظلوم وارد خونه اون مرد میشه و متوجه میشیم که جناب یه قاتل سادیسمیه که با چکش مغز مردم رو از جا در میاره … و ادامه ماجرا که خیلی خیلی جالبتر از این حرفاست )
مهمترین عامل موفقیت همین داستان جالبشه . این رو بگم که اصلا طبق روال اینجور فیلمها پیش نمیره … دقیقه 15 فیلم جناب سادیسیمی دستگیر میشه …. دقیقه 20 فیلم یارو لب به اعتراف میزنه و میگه من آدم میکشم … و این رو بدونید که مدت زمان فیلم دو ساعته !!!! بدونید که فیلم پیچیده تر از این حرفاست …
از لحاظ خشونت و س/ک//س خیالتون راحت باشه که اصلا نداریم . میزان خون و خونریزی فیلم زیاد نیست ولی همون سکانس های کم هم یه مقدار اذیت کنندست
روند فیلم اصلا کند نیست و ما همزمان به شخصیت اصلی فکر میکنیم … به اون قاتل فکر میکنیم … به قربانیان اهمیت میدیم و اواسط فیلم اون دختر کوچولو وارد داستان میشه و یه جورایی بار احساسی فیلم خیلی خیلی بیشتر میشه …
سکانس های خوشگل خیلی زیادی داره .. مخصوصا تعقیب و گریز زیر بارون .. سکانس های آخر فیلم که شاید تو چشم بعضی ها اشک بندازه … سکانس قتل مهم فیلم که نمیتونم بگم بین کیاست واقعا تکون دهندست … و شاید 10 تا فیلم باشه که اینقدر شاعرانه صحنه یه قتل رو نشون میده
احتمال بازسازی این فیلم فکر کنم 100 درصد باشه … که به نظرم حتی اگه بزرگترین کارگردان هم وارد کار بشه نمیتونه حس و حالی که موقع دیدن این فیلم به آدم دست میده رو باز آفرینی کنه .
*همین الان رفتم سایت ( IMDB ) و دیدم برنامه بازسازی این فیلم برای سال 2013 ریخته شده .. پس جمله بالا باید فعل و مفعولش تغییر کنه !!!!
Predators
اکتبر 3, 2010
مشتاق دیدنش بودم خیلی خیلی زیاد …
چرا ؟؟؟
چون رابرت رودریگوئز که عاشق این سری بوده .. تهیه کننده کار هست و فیلمنامه ای رو که 20 سال نوشته بود … به تصویر در آورده // چون نیمرود آنتال که دو تا فیلم خیلی خوب ( کنترل و اتاق خالی ) رو ساخته .. کارگردانی این کار رو به عهده گرفته // چون بالاخره غارتگر ها رو تنها میبینم و قرار نیست با موجود عزیز دیگه ای به نام بیگانه بجنگه و خاطرات خوب هر دو سری فیلم ها رو خراب کنه .
البته بزارین همین اول ایراد اصلی رو که خیلی ها هم بهش گرفتن بگم : داستانسرایی فیلم مشکل داره … علت اینکه این افراد میافتن تو این سیاره به نظرم اصلا گفته که نمیشه هیچ و بیشتر میخوان توضیح بدن و بدتر خراب میشه . خلاصه انتظار یک پلات داستانی در حد پدر خوانده رو نداشته باشین ولی انتظار یه اکشن خیلی عالی رو داشته باشین .
به نظرم فیلم در مدت زمانش که طولانی هم نبود … اصلا از ریتم نیفتاد و به طرفداران غارتگر ها چیزی رو که میخواستن ارائه داد . چند تا شخصیت جالب که همشون یه خاصیتی دارن و طی روند فیلم با این موجودات کریه دست و پنجه نرم میکنند . آدرین برودی معروفترین بازیگر فیلمه که از لحاظ بازی کم نذاشته … ولی ای کاش دیالوگ هاش یه مقدار واقعگرایانه تر بود . نمیدونم … ولی خود من اعصابم خرد میشه که یه نفر همیشه یه چیزی داره تو چنته … یه جور حالت جان لاک تو لاست که تک جمله های خیلی خفن میگفت در جواب بعضی دوستانش … که در لاست میچسبید ولی در اینجا برای من آزار دهنده بود .
حضور لارنس فیشبورن هم خیلی پر قدرته .. مخصوصا سکانسی که اولین بار میبینمش …. دقیقا نفس ها تو سینه حبس میشه !!!
ادای دین به فیلمهای مختلف هم که جزو عادات رابرت رودریگوئزه در این فیلم دیده میشه . و جدا از ادای دین زیاد به فیلم اول غارتگر با بازی آرنولد شوارتزنگر . ما در محیط های بسته فیلم … حالت ترس خاصی رو داریم که در فیلم اول بیگانه به کارگردانی ریدلی اسکات دیده میشد . و سکانس های جالب رودرویی سامورایی با غارتگر .. که عین شاهکار هفت سامورایی ساخته شده . و یه جورایی حالت پارک ژوراسیک رو هم در فیلم داریم
مهم ترین عامل اینکه فیلم به دل من یکی نشسته … اینه که از ته دل ساخته شده و فقط به فکر در آوردن پول نبوده . نبودن حالت سه بعدی و این صحبتها نشان از علاقه به سینمای کلاسیک رو نشون میده و راستی استفاده از جلوه ویژه در این فیلم به حداقل ممکنش رسیده .
این هم عکس رابرت رودریگوئز و نیمرود آنتال
Henry: Portrait of a Serial Killer
سپتامبر 19, 2010
یه اثر درخشان که روی خیلی از فیلمسازان و کارتون ها و بازی ها و .. تاثیر گذاشته . از شخصیت جوکر در بتمن گرفته که دقیقا کپی هنری هستش از بیشتر فیلمای برادران کوئن گرفته که تمام خونسردی شخصیت هاشون و اون طنز خاصشون … همه و همه از این فیلم وام گرفته شده . از خشونت آزار دهندش که تو بعضی از فیلمای مارتین اسکورسیزی هست تا فیلمی تارانتینو و باز همین کوئن ها . فیلم ( هنری ) یک الگو به تمام معناست . شکل ناب سینما .. شکل ناب یه سینمای تاریک . دیدن چند بارش فکر نکنم خستم کنه . هر کتاب یا مجله یا هر چی در رابطه با تاریخ سینما رو بخونید … نام این شاهکار هست . چه تو لیست فیلمهای ترسناک .. چه لیست خفن ترین قاتل های سینمایی و یا هر چی .
فیلمی که از هیچی ساخته شده . تمام سیاهی لشکر ها که برای قربانیان استفاده شدن .. از فک و فامیل ها و دوستان کارگردان و عوامل بودن . تمام لباس شخصیت ها برای خودشون بوده . ماشین استفاده شده برای مسئول تدارکات بوده . اتاقی که تدوین فیلم تو اون انجام میشد … پذیرایی خونه تدوینگر بوده !!!
داستان فیلم وام گرفته از یه قاتل واقعی به نام ( هنری لی لوکاس ) هست . تمام قتلهای فیلم بر اساس اعترافات هنری واقعی بازسازی شده و همینه که فیلم رو ترسناک تر میکنه . حتی دو سه تا دیالوگ فیلم از قبیل ( قضیه مشکلات هنری با مادرش یا چگونگی کشتنش و اون خونسردی خاصش ) دقیقا از شخصیت هنری لوکاس برداشته شده و شخصا وقتی این مسائل رو خوندم … فیلم رو با اینکه دیده بودم و تموم شده بود .. یه حس ترس خاص اومده بود سراغم . اون موسیقی خاصش هم میره رو اعصاب .
دو شخصیت دیگه که در فیلم نقش اصلی رو بازی میکنن ( اوتیس و بکی ) هم از شخصیت های واقعی بودن که همراه هنری بودن و داستانش رو نمیگم چون بی مزه میشه .
این رو هم بگم که هنری واقعی که حکم اعدامش در موقع فرمانداری ( جرج دبلیو بوش ) خونده شد و نهایتا بر اثر سکته قلبی مرد تنها یکی از قتلهاش ثابت شد ( قتل مادرش ) و تمامی قتلها که شامل 600 نفر میشد … در یه علامت سوال بزرگ پیچیده شد و رفت
به فیلم برسیم . سه تا بازی شاهکار داره . مایکل روکر که نقش هنری رو بازی میکنه … کاری کرده کارستون . تو مدت یه ماه فیلمبرداری … فقط و فقط در نقش هنری مونده و با هیچکدوم از عوامل صحبت نمیکرده .. کارگردان هم یه اتاق اختصاصی برای تعویض لباس و استراحت بهش داده بود تعجب میکنم که این بشر باید میشد یه چیز در حد رابرت دنیرو . البته تو این سریال Walking Dead بازی داره و کلی خوشحال شدم .
از لحاظ مسائل فنی این رو بگم که مارتین اسکورسیزی گفته یه اثر درخشان از لحاظ کارگردانی . و واقعا کارگردانی این فیلم با اون بودجه و این سبک داستانگویی .. واقعا کار سختیه … جدا کار سختیه .
این فیلم و دو فیلم ( The Cook the Thief His Wife & Her Lover ) ( Tie Me Up! Tie Me Down ) درجه سنی X گرفته بودن که نهایتا منجر به شکل گیری درجه سنی NC-17 شد .
سکانس تجاوز و کشتار خانوادگی در فیلم به قدری آزار دهندست که خود من صبر و تحملم تموم شده بود . حق میدم به بینندگانی که تو جشنواره این فیلم رو دیدن و حدود 30 نفرشون سالن رو ترک کردن … تحمل این جور صحنه ها کار هر کسی نیست … خصوصا وقتی که اینقدر واقعی ساخته شده باشه . تو این فیلم معنی واقعی یه قاتل زنجیره ای رو میفهمین . اکثر قاتل ها ی سینمایی شخصیت هایی در میان که بیننده ازش خوشش میاد … یعنی یه جور جالبه … ولی هنری … اینجوری نیست . هنری به قدری مشمئز کنندست که فقط راضی به تکه تکه شدنش میشین .
مثلا فیلم شاهکار Funny Games که هر دو نسخه رو خود مایکل هانکه کارگردانی کرده … یه جور نسخه غیر رسمی از فیلم هنریه . نبودن قانون و فراموش شدن خصلت های پاک انسانی … این مسائل تم اصلی این فیلم و امثال دیگش هستش
و البته باز باید استنلی کوبریک رو ستود … نابغه سینمایی که فیلم پرتقال کوکیش … پدر بزرگ همه این فیلمایی هستش که گفتم .
در آخر بگم این فیلم به مدت سه سال اجازه اکران نداشت و تازه از سال 1989 به صورت خیلی محدود اکران شد .
طرفداران سینمای اسکورسیزی / کوبریک / کوئن / تارانتینو … بشتابن . که یه شاهکار محض رو میتونن تماشا کنن .
قهوه تلخ
سپتامبر 16, 2010
شخصا لذت بردم از دیدنش . از اون صحبت اول مهران مدیری گرفته تا آخرش . بسته DVD سریال هم شکیل تر و خوشگلتره . 2500 تومن هفتگی برای من چیزی نیست . ولی خب خیلی ها هستن که این پول براشون ارزش داره . اصلا بحث سر کپی رایت و .. نیست . تیتراژ سریال با صدای مهران مدیری هست و به روز شده آهنگ زیبای ( امشب شب مهتابه ) با صدای سیما ماقیهاست .
آهنگ اصلی خب خاصیت خوب خودش رو داره و این هم لینک دانلودش ( لینک )
ولی آهنگ مهران مدیری چون با کیفیت تر و یه جورایی امروزی تره مزش بیشتره . ( اینم لینک)
salt
سپتامبر 1, 2010
من همینجا تسلیم آنجلینا جولی میشم . همینجا به آقای فیلیپ نویس کارگردان و کورت ویمر فیلمنامه نویس تبریک میگم و از همه عوامل این شاهکار اکشن تشکر میکنم که تونستن به مدت دقیقا یک ساعت و نیم منو ببرن به دنیای پر از هیجان خودشون و باعث شدن که بدنم استراحتی به خودش بده به خاطر اینکه نتونستم تکون بخورم !!!
شوخی نداریم . سالت زده تو دهن هر چی فیلم اکشن امروزیه .
بورن ….!!!
جیمز باند !!!!
استالونه و فرانکی و … !!!!
نه . دیگه تمومه . سالت ( یا آنجلینا جولی ) مشت محکمی بر استکبار اکشن مردان هالییودی کوبید . جولی ثابت کرد که حرف آرنولد شوارتزنگر مفتی بیش نبوده که گفته بود ( زنها در فیلمهای اکشن دست و پا گیر هستند ) !!!
البته جولی قبلا تامب ریدر بود . چارلیز ترون آئون فلاکس بود . هالی بری .. کت وومن بود و خیلی های دیگه … که البته اصلا موفق نبودن و همیشه ننگ قهرمان اکشن زن همراه اینها بود .
ولی خب گویا آخر الزمون هم داره زمانش نزدیک میشه که ایندفعه فیلمی اکران شده که قهرمان اکشن زنش همه فن حریفه و اتفاقا از لحاظ ساختار و پیچش های فیلمنامه ای بسیار عالیه .
ایولین سالت ( آنجلینا جولی ) از همون اول فیلم در حال دویدنه تا دقیقا سکانس آخر . فیلم مخصوصا از دقیقه 15 به بعد حتی یه دقیقه اجازه نفس کشیدن به شخصیت ها و به بیننده نمیده . هیچ اغراقی در کار نیست … فیلمو ببینید عمرا بتونین ولش کنین !!!
وقتی که اکران شد کلی نقد مثبت دربارش نوشته شد . ولی راستش رو بخواین خود من اصلا انتظار چنین چیزی رو نداشتم . بازی ها همه در سطح خیلی خوب قرار داره . جز خانم جولی که واقعا باور پذیر نقش رو در آورده . ( لیو شریبر ) هم بازی خاصی داره و بماند که به نظر من این مرد کلا استیلش خاص هست و خوراک این تریپ نقش های خونسرده . و از طرفی حضور کم ولی پر انرژی ( چیوتل اجیفور ) رو داریم .
به نظر من یه فیلم استاندارد اکشنه . یعنی همونطور که بورن ( مخصوصا 2 و 3 ) اکران شد و کلی رو فیلمای بعد از خودش ( حتی سری جدید جیمز باند ) تاثیر گذاشت . فیلم سالت هم یه الگو میشه .
فیلمبرداری شکیل فیلم رو هم باید اضافه کرد که اصلا ما لرزش دوربین نداریم و تمام کمال صحنه های اکشن رو میبینیم و کیفور میشیم . یه داستان پیچیده و در عین حال اینقدر همه فهم رو هم اضافه کنید . مسائل سیاسی وقتی وارد فیلمای اکشن میشه یه مقدار برای بیننده حوصله سر بره ( درباره فیلم Edge of darkness که نوشتم بخونید ) ولی اینجا ما با هیچ سوراخ فیلمنامه ای مواجه نیستیم . البته به جز چند مورد که اون هم در حین سکانس های فرار رخ میده . جوری که شخصیت جولی بیش از حد معمول توانایی یه انسان رفتار میکنه !!!
از لحاظ صحنه هم خیالتون راحت . با رده سنی PG 13 اکران شده و هیچی هم نداره .
یه جورایی بنا بر این شده بود که بانو جولی داره بیشتر شبیه خانم مارپل میشه ولی این فیلم ثابت کرد که هنوز که هنوزه همون آنجلینا خودمونه !!!
پایان فیلم هم نشان بر ادامش داره و امیدوارم مثل سری بورن شاهد پیشرفت بیشتر این سری جدید باشیم .
The Walking Dead
اوت 28, 2010
نمیدونم گفته بودم زامبی ها رو خیلی دوست دارم یا نه … و به نظرم میاد گفته باشم یه پرونده اساسی هم دربارشون مینویسم . .. بگذریم !!!
سریال جدید Walking dead تو راهه . دو ماه دیگه پخش میشه . بر اساس یه کمیک استریپ با حال ساخته شده و اولین سریال با موضوع زامبی هم هست . شخص بزرگواری هم که ترتیب اثر این کار رو داده و اپیزود های اولش رو کارگردانی کرده …. بزرگی هست به نام ( فرانک دارابونت ) که فیلمهای مسیر سبز و رستگاری از شاوشنگ و مه و رو حتما ازش دیدیدن .
لحظه شماری میکنم برای دیدنش و ای کاش کمیک استریپ هاش رو میتونستم داشته باشم !!! عکس هاش اومده و اولین تریلرش هم پخش شده که غوغا میکنه .
سارا ( پریزون بریک ) هم توش بازی میکنه .
هم اکنون هر افطار چه در پادگان چه در منزل برای دیدنش دعا میکنم . و این رو هم میدونم که میترکونه ….
و فرانک دارابونت در حال کارگردانی …
میزان خریت …
اوت 22, 2010
فیلم The Expendables هم اکران شد و کلی نقد خوب جمع کرد . فعلا هم تا اومدن کیفیت خوبش مونده و حداقل من نمیبینمش !!!
یه عکس جالب هست که نشون داده بازیگرهای اکشن و اصلی این فیلم پر ستاره هر کدوم در فیلمای قبلیشون چند نفر رو نفله کردن و یه جمع بندی انجام داده . بر عکس اینکه همه فکر میکنن باید سیلوستر استالونه رتبه اول رو داشته باشه ولی ( دولف لانگدرن ) هست که با کشتن 632 شخصیت سینمایی رتبه اول خریت رو داره !!!!
HOT FUZZ
اوت 6, 2010
نکته خدمتی : آموزشی تموم شد . خدا شکرت . ما هم در پادگان موندیم .
وقتی فیلم ( shaun of the dead ) اکران شد و اون رو دیدم و لذت بردم . فهمیدم که این جمع انگلیسی های با حال اهل فیلم هستن و یه جورایی تارانتینو انگلیسی حساب میشن . این جمع انگلیسی سه نفر رو شامل میشه :
( ادگار رایت کارگردان و نیسنده / سایمن پگ بازیگر و نویسنده / نیک فراست بازیگر و نویسنده )
که در شاهکار ( گریند هاوس ) با تارانتینو و رودریگوئز همکاری افتخاری داشتن .
این جمع بعد از( شان مردگان ) که تونستن ادای دین کاملشون رو به ژانر زامبی ادا کنن میان سراغ ژانر پلیسی اکشن . و به حق یه اثری ساختن خیلی قوی تر از کار قبلیشون . یه فیلم سراسر انرژی با یه داستان قشنگ همراه با کارگردانی قوی . معمولا فیلمای انگلیسی خیلی زیاد به دل نمیشینه . ولی این افراد بحثشون جداست . در عین اینکه شوخی های بریتیش گونه رو تو فیلم میشه دید ولی در همون حین انگار داری یه فیلم کامل آمریکایی میبینی .
داستان این فیلم و بیشتر سکانس هاش میشه گفت کپی برداری از فیلمای اکشن دیگست . ادای دین های زیادش به فیلم های وسترن و کلاسیک هم که بماند . ادگار رایت و سایمن پگ موقعی که میخواستن نوشتن فیلمنامه رو شروع کنن رفتن سراغ یکی از کتابهای راجر ایبرت که درباره کلیشهای فیلم های پلیسی بود و تمام کلیشه ها رو هم در فیلم استفاده کردن .
ولی فیلم اکران میشه و منتقد ها براش سر و دست میشکونن و میشه یکی از بهترین های کمدی اکشن پلیسی .
یکی از دلایل بزرگی که این فیلم به دل من یکی نشسته . محیط داستانه . کلا هر فیلمی که در محیط های بسته یا کوچیک اتفاق می افته رو دوست دارم . و این فیلم هم شاملش میشه . کلا یه حسی داره اینجور فیلما ( که با شامل فیلمای زندان هم میشه ) که خودت رو تو اون محیط کاملا حس میکنی . ولی فیلمای جیمز باند گونه بیشتر به درد دیدن میخوره تا حس کردن زیر پوستی . ولی تو همین جیمز باند ها تو فیلم کازینو رویال بهترین سکانس هاش داخل کازینو بود که تقریبا نصفی از فیلم اونجا گذرونده شد .
( Hot Fuzz ) به نظر هیچ جوره کم نداره . یعنی هیچ انتقادی بهش وارد نیست . همه چیزش تکمیله . از بازیگری ها تا تدوین و طراحی صحنه و همه چی . یه فیلم به یاد موندی جمع و جور . البته نیم ساعت آخر پر از بزن و بکوبه و دوز اکشنش خیلی خیلی میره بالا .
دیدن این فیلم رو از دست ندید . همینطور ( شان مردگان ) . و کلا هر چی که ادگار رایت و سایمن پگ و نیک فراست رو داره …
پیشنهاد هفته : carriers با اینکه مستقیم رفت قسمت ویدیو خانگی ولی خوش ساخته . همین . فقط خوش ساخت .
History of Violence
ژوئیه 9, 2010
نکته جدید :
این هفته خیلی سخت بود . گروهان ما اینقدر احمق بازی در اوردن که شخصا خود فرمانده گردان با جانشینش اومدن و نظارت میکرد و جناب جانشین سوت میزد و ما زیر آفتاب همینجور بشین پاشو و عقب گرد و … میرفتیم . ولی همین کلی پایه ما رو برد بالا . بالاخره همین مسائل خیلی خاصه که خاطره میشه و گروهان های دیگه یه حساب دیگه رو ما وا میکنن!!!!
هر چند که با رژه که همش خیلی خوب میگیریم دهن همه جناب ها رو بستیم .
خلاصه اینکه این هفته که عشق و حال است چون دوشنبه میایم تا آخر هفته تعطیل و هفته بعد که تا وسطش و سپس آموزشی تمام میشه .
اینبار هم خستگی هفته تو تنم مونده بود و اصلا حس و حال نوشتن نداشتم .
یکی از کارگردانان مورد علاقه من دیوید کراننبرگه که متاسفانه آکادمی شدیدا باهاش مشکل داره و کلا خیلی از سینما دوستان هم همینطور …
شاید به خاطر تم عجیب اکثر فیلماش باشه . شاید به خاطر میزان استفاده زیادش از صحنه های $ ک$ باشه . یا شاید خشونت و در آخر عجیب بودن بیشتر فیلماش !!!
ولی به نظرم کراننبرگ یه اعجوبه در دنیای سینماست . کارگردانی که همه فیلماش رو کاراکتر ( بیشتر دو وجهی ) زوم کرده . ویدیو روم / مگس / عنکبوت / دو قلوها / تصادف و همین تاریخچه خشونت . همه این فیلما رو شخصیت هایی میچرخه که دارن با یه نوع دیگه از هیولای دیگه شبیه خودشون مبارزه میکنن . حالا در مگس جف گلدبام داشت با خودش ور میرفت که داشت شبیه مگس میشد یا دوقلوها که جرمی ایرونز با شبیه خودش مشکل داشت و عنکبوت که رالف فینس مشکل هویت داشت و …
و این شاهکار تاریخچه خشونت . کراننبرگ با این فیلم و فیلم بعدیش ( قول های شرقی ) نشون داد میخواد به سمت سینما سرگرمی و جریان اصلی هم سوق پیدا کنه ولی در عین حال شاخصه های اصلی کراننبرگی هم حفظ بشه . و بی شک این فیلم یکی از 20 فیلم برتر در مورد پرورش شخصیت هست و در همون حال یه جورایی یه وسترن خوش ساخت که مایه های گنگستری داره و نقبی هم به روابط خانوادگی و مشکلات از این قبیل میزنه .
4 تا بازی شاهکار داریم . ویگو مورتنسن / ماریا بلو / اد هریس و ویلیام هارت . که همین ویلیام هارت با بازی کمتر از ده دقیقه تو کل فیلم تونست کاندید نقش مکمل برای اسکار بشه !!!!
یه فیلم جنایی با یه داستان تکان دهنده داریم . یه شروع خیلی خفن که منو یاد فیلمای سر جیولئونه انداخت و بعدش که حواشی رو چک کردم نوشته بود ادای دینی بود به اوایل فیلم روزی روزگاری درغرب لئونه و دوباره خوشحال شدم که مثل اینکه یه چیزایی حداقل از فیلم حالیمه !!!!
اونایی که فیلم رو دیدن که خب میدونن قضیه رو . ولی اونایی که ندیدن توصیه میکنم هیچ خلاصه ای نخونن از داستان و فقط برن ببینن و لذت ببرن . نه اینکه مثلا آخر فیلم بخواد شوک دار تموم شه . بلکه شوک داستانی کم کم به بیننده تزریق میشه و نقطه قوتش همینه . نشون دهنده یه فیلمنامه قوی که اتفاقا کاندید اسکار هم شد .
هر چند که لایق کاندید بهترین فیلم و کارگردانی و بازیگر نقش اول هم بود ولی نشد . سکانس های عصبانیت و نوع نگاهای ویگو مورتنسن رو در یابید و بفهمید که آراگورن ارباب حلقه ها( با بازی مورتنسن ) در مقابل شخصیت تام استال هیچی نیست !!!!
برای بار چهارم بود که دیدمش و بد مصب هر سری بهتر از قبل جلوه میکنه .
پیشنهاد هفته : همچنان فیلم آشغال جزیره نیم که رو این حساب گذاشتم تا اگه دیدید به سازندگان و نویسندگانش فحش بفرستید !!!
نکته انحرافی : کراننبرگ در حال فیلمبرداری جدید ترین فیلمش ( روش های خطرناک ) که مربوط به رابطه زیگمویند فروید با یکی از بیمارانش هست رو میسازه . فروید رو هم مورتنسن بازی میکنه . مطمئنم یه کاری میشه کارستون ….















